جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
638
تحفة الملوك ( فارسى )
و دليل بر خير و علامت تماميت اشراق عقل و كمال نفس است ؛ و نقص خلقت ، مذموم و دليل بر شر و علامت نقصان عقل و نقصان نفس است ؛ چنانكه در احاديث ايضا مذكور است ، خصوصا نقص خلقت اعورى و كورى و ازرق چشمى و كوسجى و قصر قامت و قصر زراع و موى زرد و چشم تنگ و امثال اينها كه به خصوص مذمت و بدى آنها در احاديث منصوص است . « 1 » و اكثر اين مذكورات به تجربه رسيده است و در بعضى از موارد كه تخلف نموده است ، هرآينه به واسطهء سببى يا مانعى از عالم ما فوق و عالم غيب و خفا بوده است . بارى هركس كه مستوى الخلقه است بگويد ، چنانكه مستوى الخلقتان گفتند كه « الحمد للّه الذى خلقتنى فسوانى و رزقنى و هدانى » « 2 » . و هركس كه نقصى در خلقت خود مىبيند توسل به ائمهء هدى و التجا به خداوند اعلى بنمايد تا آنكه كفايت شر و نقص خلقت او را به اسباب غيبيه و الطاف خفيه بنمايند . سحر با باد مىگفتم حديث آرزومندى * خطاب آمد كه واثق شو به الطاف خداوندى دعاى صبح و آه شب كليد گنج مقصود است * بدين راه و روش مىرو كه با دلدار پيوندى « 3 » اين است آخر تحفههايى كه به قدر طاقت و وسعت در اين طبق سيّم چيده و به قلم تحرير كشيده شد . و اللّه ولىّ التوفيق .
--> ( 1 ) . بحار الانوار ، ج 5 ، ص 276 . ( 2 ) . اين جمله پيدا نشد مگر در بحار الانوار ، ج 91 ، ص 392 ، در دعاى جوشن كبير اينطور آمده : « يا من خلقنى و سوّانى يا من رزقنى و ربّانى » يا در ج 92 ، ص 17 ، اينطور آمده : « الحمد للّه الّذى خلقنى فهدانى و أطعمنى و سقانى . . . » . ( 3 ) . ديوان حافظ ، ص 306 ، رقم 440 .